خوابم برده بود...
آروم چشمامو باز کردم ...سرمو چسبوندم به شیشه ی اتوبوس و به بیرون خیره شدم... یه کامیون داشت آروم از کنارمون رد میشد....چی؟! آخه مگه میشه؟! کامیون بدون راننده بود...!! محکم پلک زدم... باز نگاه کردم ٬ بدون راننده بود! یعنی چی؟! چشمامو بازتر کردم و این بار با دقت بیشتری نگاه کردم...اه! عجب خنگیم! کامیون نگه داشته اتوبوس داره دنده عقب میره!!
نظرات شما عزیزان:
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید Archivesآبان 1391مهر 1391 فروردين 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 AuthorsنداLinks
ردیاب خودرو LinkDump
حمل ماینر از چین به ایران |